خــواننـــده: محمد صفایی
آهنگــــساز: سید علی جابری
تنظـــیم: سید علی جابری
شعر: ...
نوازندگان: سید علی جابری (تنبور)
کمــپانی پخــش: آوای شبلی
سال و ماه انتشار: خرداد 1390
لیست قطعـــات: « بسته زلف طریقت»، «ذکر خوش روی یار»، «برد به خورشید مرا»، «سرشک گوشه گیران»، «در ادبگاه عدم»، «چو خاک کوی تو خاکسار شدم»
توضــیحات:
این اثر حال و هوای موسیقی خانقاهی و قلندری دارد. آنطور که جابری در این آلبوم نوشته است:« اصولا آثاری از این دست به حال و نفس و زمانِ اجرا و بازخوردِ مخاطبین بیشتر میدهند تا دل در گروتمرین و ممارست ونوشتن و اجرای دقیق و از پیش تعیین شده.»این آلبوم اثری است بداهه در انتخاب و اجرا و ارائه تمرینِ محمد صفایی که بصورت همزمان ضبط شده است.
|
![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
همین روزهاست که استاد مسلم موسیقی سنتی ایران 91 ساله شود؛ 91 سالی که بیش از نیمی از آن «یعنی چیزی در حدود نیمقرن»به خلق خاطره برای ایرانیان سپری شده است و مگر ما چند استاد موسیقی داریم که «خواسته»باشند و مهمتر از آن «توانسته» باشند که چنین کنند؟ ساز بنوازند و با جادوی دستان خود، بخشی از خاطره جمعی ما ایرانیان را شکل دهند؟ تار را رام خود کنند و با آن، آن کنند که میخواهند؟ این تعداد هر چه باشد در تکنوازی، بداههنوازی و جواب آواز استاد جلیل شهناز، آثاری گوشنواز و خاطرهانگیز از موسیقی ایرانی است و با هیچ اثر مشابهی هم قابل مقایسه نیست، دیگر امری نیست که برای اثبات آن نیاز به ادله خاصی باشد: ادله، تنها نام بلند استادی است که عمرش را گذاشت تا آثاری ماندگار و فاخر در موسیقی سنتی ایران خلق شود: استاد یگانه تار، جلیل شهناز.
«فرزندان اصفهان»البته از قدیمالایام دستی در موسیقی سنتی ایرانی داشتهاند و هرکدام بنا به ذوق و موقعیت خانوادگی خود، تلاش کردهاند تا خود سرآغازی باشند در حوزهای از موسیقی سنتی که علاقهمند آن بودهاند و از همینرو هم کشش و علاقه ابتدایی جلیل کوچک به موسیقی سنتی ایرانی در خانوادهای که پدرش «شعبانخانی» بود که علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سهتار و سنتور هم مینواخت و عمویی که «غلامرضا سارنج»نام داشت و از سرآمدان کمانچه در آن روزگار بود، چندان هم عجیب به نظر نمیرسید. آنچه در آیندهای نزدیک عجیب و تاملبرانگیز رخ نمود، همانا راهی بود که او پس از کسب آموزشهای مقدماتی نواختن تار نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز، طی کرد و همان «راه» هم بود که او را به استادی «بیمانند» و «یگانه» در تارنوازی ایرانزمین تبدیل کرد. راهی که در آن «ردیف» از اهمیت بالایی برخوردار بود، «خلاقیت» و نه «تقلید» حرف اول را میزد، «بهرهگیری از تمام امکانات ساز» در اولویت قرار داشت و مهمتر از همه «شناختی همهجانبه» از موسیقی و جایگاه آن، موجود بود. همین ویژگیها هم بوده است که تار او را از سایر تارنوازان همعصر خود به کلی متفاوت کرده و نام بلند او را بر بلندای لوح اسامی هنرمندان موسیقی سنتی ایران نقش کرده است: جایگاهی که هم هنرمندان بر آن اتفاق نظر دارند و هم مردم. «مردمی»که در تمام طول این سالها با استقبال زایدالوصفشان از آثار و اجراهای استاد، مهر تایید پررنگی زدهاند بر یک عمر تلاش هنری و موسیقایی هنرمند محبوبشان. استاد یگانه ما در طول عمر هنری خود، نه تنها در تکنوازی و بداههنوازی، که حتی در اجراهای گروهی نیز درخشیده است و کارنامهای قابل قبول را از خود به یادگار گذاشته است؛ یادگارهایی که در همکاری و همنوازی با اساتیدی چون ادیب خوانساری، سیدجلال تاج اصفهانی، حسین قوامی، غلامحسین بنان، محمدرضا شجریان، جواد معروفی، علیاصغر بهاری، علی تجویدی، همایون خرم، حبیب الله بدیعی، علیاکبرخان شهنازی، حسن کسایی، فرامرز پایور، حسین تهرانی، جهانگیر ملک و محمد اسماعیلی در حافظه تاریخی همه ما ثبت شده است و مگر میتوان بدون این نامها، از مقولهای به نام موسیقی ایرانی هم نام برد؟ نامهایی که هرکدام سندی است بر افتخار و آبروی یک ملت فرهنگ دوست و فرهنگپرور. در بین این نامها اما یک نام خوش میدرخشد: حسن کسایی، نینواز شهیر ایرانی. او که از سنین جوانی و در سالهای اقامت در اصفهان، عهد محکمی را که با جلیل شهناز بست تا همین امروز هم نشکسته است و فرجام این همکاری و همنوازی دیرین، شده است آثار فاخری که امروز در قفسهها و کتابخانههای هر هنردوستی پیدا میشود. دوستانی که امروز هر دو رنجور و کم توان، یکی در اصفهان و دیگری در تهران، دوران بیماریشان را میگذرانند و این بار نه به عنوان نقشآفرین، که به عنوان یک بیننده و شنوندهای آگاه، پیگیر تحولاتی هستند که بر موسیقی سنتی ایران میرود: موسیقیای که هر دوی آنها در بالندگی و سرفرازیاش، خون دلها خوردهاند.
به جرات میتوان گفت استاد جلیل شهناز به عنوان فردی که «تار»را دوباره زنده کرد و به آن حیاتی دیگرباره بخشید، امروز هم از نسلی که به دنبال او قدم در عرصه موسیقی سنتی ایرانی گذاردهاند یک انتظار بیشتر ندارد: دوری از تکرار و تقلید و قدم زدن در مسیر خلاقیت، مسیری که خود او در تمام دقایق و حتی ثانیههای زندگی هنریاش در آن قدم گذاشت و با رفتار و منشاش به همه نشان داد که یگانه راه حفظ و بالندگی موسیقی ایرانی، همین تاکید بر خلاقیت است.
استاد جلیل شهناز امروز و در 91سالگی، یکی از گرانبهاترین سرمایههای معنوی و فرهنگی این مرز و بوم است. شاید دیگر نتواند اجرا کند و به شاگردانش درس «نوازندگی با تار»بیاموزد، اما همین که هست، میتواند و باید که درس «زندگی با تار» بیاموزد. درسی که میتوان آن را در همین دو کلمه خلاصه کرد: «زندگی با تار.»
ا |
![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
ارشد
تهماسبی از هنرمندان نسبتا قدیمی است که خاطرات خوبی برای اهل موسیقی رقم
زده. نخستین بار در آلبوم شورانگیز با نام او آشنا شدم و از آن پس بارها
با کار او روبهرو شده و از آن لذت بردهام. او به همراه استاد علیزاده
جزو اولین نوازندگانی است که به دونوازی تار پرداخته و در این زمینه کنسرت
تصویری ماهور در یاد بسیاری از علاقهمندان نقش بسته است . تهماسبی در
دوره دیگر کاریاش به همراه گروه نوروز و به خوانندگی سالار عقیلی
آلبومهایی را منتشر کرد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت. این کنسرت
روزهای ۲۷، ۲۸ و ۲۹ اردیبهشت در تالار وحدت به روی صحنه میرود و ارشد
تهماسبی و سالار عقیلی به اجرای قطعاتی از آلبوم «عشق ماند» و چند قطعه
دیگر میپردازند .
*مدتی
شما را روی صحنه ندیدیم. امروز بسیاری از هنرمندان شاخص به جز معدود
چهرههایی دچار هجر و انزوا شدهاند. شاید این موضوع تجربه شخصی شما هم
باشد. از نظر شما چه عواملی باعث این هجر و انزوا میشود؟
به
عقیده من دو تعبیر از انزوا وجود دارد؛ یکی انزوای ناخواسته و دیگری
خودخواسته. اگر من را جزو دستهای از اهل موسیقی میدانید که در انزوا
هستم، میتوانم بگویم انزوای من خودخواسته بوده. جامعه از اهل موسیقی فقط
انتظار اجرای برنامه دارد؛ اما من سالهاست وقتم را صرف تحقیق در موسیقی
کردهام، هرچند هنوز آثار مهم من در این زمینه منتشر نشده. بنده 15 سال در
زمینه فرهنگی به نام «فرهنگ گوشهها» کوشش کردهام که متاسفانه سالهاست
انتشار آن به تعویق افتاده و امیدوارم به زودی منتشر شود. بیشتر، مسایل
آموزشی برای من اهمیت داشته . بنده
به تفسیر دستگاههای موسیقی ایرانی پرداختهام که به زودی در قالب چند
آلبوم منتشر خواهد شد. در این آلبومها به نکات و دقایقی توجه میشود که
تا به حال در اینباره صحبتی نشده . بنابراین
شاید من و شما بتوانیم منتظر باشیم که اولین سری این مجموعه که شامل شش
سیدی تفسیر دستگاه شور است و به تبع آن هفت سیدی دستگاه ماهور تا یک سال
دیگر منتشر شود .
این
قسمتی از مساله انزواست که برای من خودخواسته بوده. اما در قسمت دیگر باید
ببینیم که فضای اجتماعی ما چگونه است که موسیقیدان به ناچار انزوا اختیار
میکند. بدون اینکه قصد بهانهجویی داشته باشیم، باید در نظر بگیریم در
جامعهای زندگی میکنیم که موسیقی حرمت واقعی خود را ندارد. بنابراین در
این فضا هنرمندانی که در کارشان به یک نوع حساسیت مخصوص میرسند کمی دچار
دلمردگی میشوند. و شاید حق داشته باشند که از متولیان امر شکوه کنند . نمیدانم
مردم من را دقیقا در کدام دسته قرار میدهند اما خودم بیشتر میل به تحقیق
داشتم و گاهی به دلیل انگیزههای درونی هر چند سال یک بار، کاری را به
صحنه بردهام. البته در این سالها بیشتر در شهرستانها کنسرت میدادم و
کمتر در تهران روی صحنه میرفتم .
*شما به حساسیت هنرمندان اشاره کردید. به نظرتان آیا این حساسیت به شأن موسیقی برمیگردد که گاه رعایت نمیشود؟
ادامه مطلب ...![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
عبدالله خان دوامی در یک حیاط دو اطاقه کوچک بی آلایش زندگی می کرد. او در محله ای دور از گذر در جماران، روزگار می گذراند و استاد برگزیده نواهای ضربی و تصنیف بود.
عبدالله دوامی ، در سال 1270 ، در یکی از روستاهای تفرش به دنیا آمد. او دروس اولیه و قرآن را در روستای «طه» فراگرفت و پس از گذشتن ازکودکی به تهران آمد و در مدرسه «تربیت» صرف و نحو را آموخت. پس از دوران تحصیل ابتدا در خدمت اداره پست درآمد و سپس به اداره مالیه رفت و تا زمان بازنشستگی در این اداره خدمت کرد.
این هنرمند عرصه آواز در زمان حیات، در گفتگویی با محمد رضا لطفی، از شاگردان صاحب نامش، درباره علاقه خود به موسیقی گفته است: « شبی در منزل مجدالممالک که از آشنایانم بود، رفته بودم؛ در آنجا شروع به خواندن کردم. در این مجلس علی خان نایب السلطنه نیز که از خوانندگان بنام بود، حضور داشت. او پس از شنیدن آواز من، مرا تشویق کرد و گفت: اگر شما به این کار ادامه دهید، خواننده خوبی خواهید شد. من از این گفته گرم شدم و اولین مشق را که «شور» بود، نزد علی خان شروع به آموختن کردم، علی خان اولین استاد آواز من بود، مدتها از محضر این استاد استفاده کرده و ردیف «راست پنجگاه» را که در آن زمان بین خوانندگان تنها علی خان می دانست مشق کردم.
پس از این مرحله از زندگیم، مرحله به مرحله با اساتید موسیقی آشنا می شدم
و از هر کدام توشه ای بر می گرفتم که از این عده می توانم به ترتیب میرزا
حسینقلی، حسین خان کمانچه کش، درویش خان، ملک الذاکرین و میرزا عبدالله را
یاد آور شوم، که از این اساتید بزرگ زمان مطالب فراوانی را آموختم.» دوامی
آواز تدریس می کرد و تصانیف بسیاری از موسیقی کلاسیک ایرانی را می دانست.
او در سال ١۳۳٤ وارد رادیو و تلویزیون شد و یکی از اعضای کانون حفظ و
اشاعه موسیقی ایرانی بود. از شاگردان دوامی می توان محمود کریمی، فرامرز
پایور، حسین علیزاده، محمد رضا لطفی، محمد رضا شجریان، داریوش طلایی،
فاطمه واعظی (پریسا)، فاخره صبا، پرویز مشکاتیان، مجید کیانی، محمد حیدری
را نام برد.
این هنرمند، همراه با اقبال آذر ، درویش خان، طاهرزاده و باقرخان رامشگر برای ماندگاری موسیقی اصیل ایرانی وضبط صفحه گرامافون به خارج از کشور سفر می کردند. از دوامی، صفحاتی با تار «درویش» باقی مانده است. او برای ضبط صفحه، به همراه درویش خان به تفلیس سفر کرده بود. مهم تر آنکه او، ردیفی به نام «ردیف دوامی» ، در سالهای آخر عمر خود ضبط کرده که جزو یکی از ردیف های آوازی موجود و مورد استفاده ی اهالی موسیقی است .
سرانجام استاد عبدالله دوامی ، در 20 اردیبهشت 1359 ، پس از چندین دهه فعالیت هنری در عمر پربارش ، دیار خاک را به شوق دیار باقی بدرود گفتند.
![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
![]() |
---|
جلیل شهناز ـ نوازنده پیشکسوت تار ـ امروز ـ 31 اردیبهشت ماه ـ از بیمارستان «آراد» تهران مرخص شد.
به گزارش ایسنا، این نوزانده برجسته تار و سه تار که طی هفتههای گذشته به
دلیل سرماخوردگی و عفونت ریه در در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان «آراد»
تهران بستری شده بود، سالروز تولد 91 سالگی خود را در منزلش سپری میکند.
یکی از پرستاران بخش بیمارستان «آراد» با اعلام این مطلب گفت: حال جلیل شهناز رو به بهبودی است و ایشان دیگر میتوانستند از بیمارستان مرخص شوند.جلیل شهناز که فردا - اول خرداد ماه - به 91 سالگی پا می گذارد، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد.